زرتشت پیامبر ایرانی و بنیادگذار دین زرتشتی

 

زَرتُشت، زردشت، زردهُشت یا زراتُشت نام پیامبر ایرانی و بنیادگذار دین زرتشتی یا مَزدَیَسنا و سراینده گاثاها کهن‌ترین بخش اوستا است.

زرتشت توجه مورخین معاصر را حداقل به دو دلیل جلب کرده ‌است:

 یکی مبدل شدن زرتشت به شخصیت ای افسانه‌ای است چنانچه در طی سال‌های ۳۰۰ قبل از میلاد تا ۳۰۰ بعد از میلاد اعتقادات مبنی بر اینکه او از علوم غیبیه مطلع بوده و از رسوم جادوگری آگاه، رایج شده بود.

 دیگر برداشت یکتاپرستانه او از خدا بوده که باعث گمانه زنی‌های مورخین معاصر در مورد تأثیرپذیری مسیحیت و یهودیت از تعلیمات زرتشت شده ‌است.

  

                  

ادامه نوشته

دلیل قرآنی خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام

شرح کلام گهرباری از امام رضا علیه السلام درباره دلیل قرآنی خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام

مأمون از حضرت رضا علیه السلام پرسید: دلیل شما بر خلافت جدّت امیرالمؤمنین علیه السلام چیست؟

امام علیه السلام فرمودند: آیه ی «انفسنا».

مأمون گفت: آنچه فرمودید مطلب را اثبات می کرد اگر «نساءنا» در آیه نبود.

امام علیه السلام فرمودند: اعتراض تو وارد بود اگر «ابناءنا» نبود.

در این سؤال و جواب دقّت و ظرافت خاصی به کار برده شده است...

حضرت رضا علیه السلام می فرمایند: با کلمه ی «أنفسنا» در آیه شریفه ی « فمَنْ حَاجَّکَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبینَ » (سوره آل عمران آیه 61) می توان خلافت حضرت علی علیه السلام را ثابت کرد، زیرا از «أنفسنا» علی علیه السلام اراده شده، و غیر او نمی شود مقصود باشد، و وقتی علی علیه السلام جان رسول خدا صلیّ الله علیه وآله و سلم باشد اولی و سزاوار تر است از دیگران به جانشینی او.

مأمون گفته است که اگر «نساءنا» نبود مطلب تمام بود، ولی «نساءنا» قرینه ای است که منظور از «أنفسنا» رجال و مردان است نه اینکه مقصود علی علیه السلام باشد پس آیه بر خلافت او دلالت نمی کند.

امام علیه السلام اشکال او را پا سخ داده اند که اگر مراد از «أنفسنا» مردها بود کلمه ی «أبناءنا» در آیه لغو می شد و معنا نداشت؛ زیرا مردها شامل پسرها هم بود و «أبناءنا» در «أنفسنا» داخل بود، و ذکر «أبناءنا» بعد از «أنفسنا» وجهی نداشت، و این خود دلیل است که مراد از «أنفسنا» مردها نیست، بلکه مردِ مخصوص است که وجود مبارک امیرالمؤمنین علیه السلام باشد.

ودلیل دیگری داریم که مراد از «نساءنا» در آیه فقط حضرت فاطمه سلام الله علیها است نه اینکه مقصود همسران پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله باشد، به قرینه ی اینکه در مقابل «أبناءنا» یعنی پسران آمده است و هرکجا «نساء» در مقابل «أبناء» بکار رود مراد از فرزندان مؤنّث یعنی دخترهاست، همان طور که در این آیه مبارکه چنین اراده شده است: « یُذَبِّحُونَ أَبْناءَکُمْ وَ یَسْتَحْیُونَ نِساءَکُمْ » (سوره بقره آیه 49) که «أبناء» اولاد مذکر یعنی پسرها و «نساء» اولاد مؤنث یعنی دخترها است و معنی آیه ی شریفه این است که «می کشند پسرهای شما را و زنده نگه می دارند دخترهایتان را».

و به خاطر این جهت امام علیه السلام در جواب از اعتراض مأمون که گفت «لولا نساءنا» فرمودند: «لولا أبناءنا»، و این نکته دقیقی است که احتیاج به تأمّل دارد.

از خداوند تبارک و تعالی تقاضا داریم فهمیدن این گونه اسرار را در کلمات امامان معصوم علیهم السلام به ما روزی فرماید.

 

(منبع:القطره: ج1، مناقب امام رضا علیه السلام؛ بحار الانوار: ج36، ص171، ح160)



ایه مباهله

گروهى از نصاراى نجران در مدینه خدمت پیغمبر صلى الله علیه و آله آمده و درباره موضوعات متفرقه و خلقت حضرت عیسى علیه السلام از آن جناب مطالبى پرسیدند و چون در مباحثه راه مغالطه مى‏پیمودند آیه مباهله نازل شد که:
"فمن حاجک فیه من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابنائکم و نساءنا و نسائکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله على الکاذبین."

یعنى اى پیغمبر هر کس با تو در امر عیسى پس از آن که ترا درباره او علم و اطلاعى حاصل شد مجادله کند بگو بیائید تا ما و شما پسران و زنان و نزدیکان خود را که به منزله خود ما هستند بخوانیم و سپس به درگاه خدا ناله و نفرین کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.

بدین طریق رسول اکرم صلى الله علیه و آله آنها را به مباهله دعوت فرمود و فرداى آن روز نصارا با علماى خود بیرون آمده و اسقف نصارا بدانها گفت اگر محمد صلى الله علیه و آله با نزدیکان و اقوامش بیاید مباهله نکنید(زیرا اگر او بر حق نباشد نزدیکانش را در معرض نفرین و بلا نمی‌آورد) و اگر با اصحاب و مسلمین بیاید مباهله کنید در آن حال پیغمبر اکرم با على و فاطمه و حسنین علیهم السلام حاضر شد اسقف پرسید اینها کیستند؟گفتند آن جوان پسر عم و داماد اوست و آن زن یگانه دختر مورد علاقه اوست و آن دو کودک هم نواده‏هاى او هستند. اسقف گفت به خدا سوگند من چهره‏هائى مى‏بینم که اگر از خدا بخواهند کوه‌ها را از جا می‌کند خوبست از مباهله خوددارى کنید و با او مصالحه نمائید لذا گفتند یاابا القاسم ما مباهله نمی‌کنیم و حاضر به مصالحه هستیم حضرت نیز پذیرفت.

ابن ابى الحدید و ابن مغازلى و دیگران نوشته‏اند که منظور از ابنائنا حسنین و مقصود از نسائنا فاطمه و منظور از انفسنا على علیه السلام می‌باشد.

بنابراین در این آیه خداوند حضرت امیر را از شدت اتحاد نفسانى با پیغمبر
(البته به طور مجاز) نفس پیغمبر خوانده است.

قضاوت امیرالمومنین علی علیه السلام

قضاوت امیرالمومنین علی علیه السلام

اعراب به کثرت نسل خود خیلى علاقمند بودند و اصرار زیادى مى ورزیدند تا در خانواده شان جنس ذکورى باشد لذا روزى سه مرد در طهر واحد با زنى هم بستر شدند و این زن پسرى زائید هر سه این مرد ادعا داشتند که پدر این پسر هستند هنوز سوره ى مبارکه نور نازل نشده بود تا زناکاران به مجازات خود برسند، لذا آنها با هم اختلاف نزاع داشتند تا اینکه خدمت رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم هم این قضاوت را به على (علیه السلام ) احاله فرمود. امیرالمؤ منین (علیه السلام ) دستور داد: نام این سه مرد را بر 3 ورقه کوچک بنویسند و آن سه ورقه را مثل قرعه لوله کرد و جلوى بچه بیندازند آن قرعه را که کودک از زمین برمى دارد بنام پدرش خواهد بود. رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم این قضاوت على (علیه السلام ) را به قضاوت حضرت داود (علیه السلام ) تشبیه فرمود: الحمد الله الذى جعل فینا اهل البیت من یقضى على سنن داوود.

        اللهم صلی علی محمد و ال محمد

محمد علی فاطمه حسن حسین بر کشتی نوح

 

خط مذکور بر روی کشتی نوح

گفته مي شود در اثناي جنگ جهاني هوانوردي روسي به هنگام پرواز اكتشافي يقاياي يك كشتي بسيار بزرگ را مشاهده كرد. اخيراً توسط ماهواره، جستجويي در باره ي بقاياي كشتي نوح به عمل آورده اند و آن را در ارمنستان كنوني يافته اند.

وقتي باستان شناسان روسي در وادي قاف مشغول حفاري بودند به چند تخته ي قطور پوسيده برخوردند كه بعداً معلوم شد قطعات جدا شده از كشتي نوح (عليه السلام) مي باشد.

در سال ديگر به بررسي و حفاري ادامه دادند و به تخته ي قطور ديگري برخوردند كه به صورت لوحي كهن ترين خطوط بر روي آن منقوش بود؛ بي آنكه پوسيده باشد؛ گفته ميشود هم اكنون اين لوح در موزه آثار باستاني مسكو در معرض ديد توريست هاست.

اداره كل باستان شناسي شوروي هيأتي مركب از هفت نفر خط شناس روسي و چيني را مأمور بررسي و تحقيق كرد. اين هيأت پس از هشت ماه مطالعه و مقايسه چنين گزارش دادند:

1: اين لوح از همان جنس پاره تخته هاي كشتي نوح است.

2: حروف آن به لغت ساماني يا سامي است كه ريشه و اصل لغات منسوب به سام بن نوح است.

3: معني كلمات اين چنين است: اي خداي من! و اي ياور من! به رحمت و كرمت مرا ياري نما و به پاس خاطر نفوس مقدسة پارقليطا مئدمئد، ايليا، طيطه، شبر و شبير، آنان كه همه بزرگان و گرامي هستند و جهان به بركتشان برپاست، به احترام آنان مرا ياري كن، تنها تويي كه مي تواني مرا به راه راست هدايت كني.

برخي، اين پنج نام را به ترتيب به نامهاي پنج تن آل عبا – محمد (ص)، علي (ع)، فاطمه(س)، حسن (ع) و حسين (ع) منطبق دانسته اند.مجله راه قران

شرح کامل در ادامه مطلب

 

اللهم صلی علی محمد و ال محمد

 

ادامه نوشته

علی در نگاه غرب

دوستان عزیز من این مطلب یکی از سایت های خارجی است که در حال تحقیق بودم بدونم دیدگاه مسیحیان در مورد حضرت علی چه بوده که این مقاله فوق العاده جالب و پیدا کردم.

و البته درود خدا بر پیروان دین مسیح که منکر رشادت و ولایت او نیست.(اقایون سنی بیشتر توجه کنند)

بابت ترجمه هم عذر می خوام که دست و پا شکسته است.

در کتاب تاریخ خود را از اعراب ، استاد Hitti ارزیابی شخصیت از حضرت علی به شرح زیر است : "شجاع در میدان نبرد ، عاقل در شهرداری ، سخنور در گفتار ، درست به دوستان خود ، سخاوتمند به دشمنان خود ، علی هر دو معیار از اشراف مسلمان شد و دلیری ، و سنت سلیمان از اطراف عربی که نام ، شعر ، ضرب المثل ها ، حکایات و sermonettes اند بی حد و حصر قرار گرفتند. او تا به حال رنگ سبزه رو ، چشم های بزرگ سیاه و سفید ، سر طاس ، ریش سفید بلند و ضخیم ، و سرشار شد و از قد متوسط . صابر او Dhul Fiqar ذوالفقار بود که توسط پیامبر در میدان جنگ بدر wielded ، شده است در کلمات این آیه که در قرون وسطی تعداد رکورد عرب حکاکی جاودانه ، "هیچ شمشیر می توانیم Dhul Fiqar ، و هیچ جنگجوی جوان می تواند با مقایسه حضرت علی. "

http://www.religiousforums.com

پیش بینی حوادث 11 سپتامبر در قرآن


حادثه فرو ریختن دو ساختمان مرکز اقتصادی امریکا که از بزرگترین ساختمان های جهان بودند توسط قران کریم در 1400 سال قبل پیش بینی شده است.

این پیش بینی مربوط به کلمه ای است به نام (جرف هار) که هم اکنون به تفسیر آن می پردازیم:

ماه نهم میلادی ماه سپتامبر است و  این کلمه نیز در سوره نهم قران کریم قرار دارد.(سوره توبه)

همانطور که میدانید این 2 ساختمان 109  طبقه بوده اند و این کلمه در ایه 109 سوره توبه قرار دارد.

این سوره در جزء 11 قرآن قراردارد واین اتفاق در روز یازدهم سپتامبر انجام گرفته است.

این اتفاق در سال 2001 میلادی به وقوع پیوست و این کلمه نیز کلمه 2001 قران است.

این اعداد و ارقام را یک جوان ایرانی در امریکا کشف کرده است.
و این هم ترجمه ایه :
 
آیا آنکه بنای خویش بر پرهیزگاری خدا و رضای او پایه نهاده  بهتر است یا آن کسی که بنای خویش بر لب پرتگاه نهاده که فروریختنی است.

و همچنین در ایه 110 امده که : و ساختمانی را که بنا کرده اند همواره مایه اضطراب دلهای ایشان است تا وقتی که دلهایشان پاره پاره شود وخداوند دانا و حکیم است.

ابن سیرین

مطمئنا همه شما ابن سیرین رو میشناسین.اگر نشناسین معنیش اینه که تا حالا دنبال تعبیر خوابتون نبودین!

درسته ابن سیرین همون شخصیه که کتاب تعبیر خوابش تو خونه اکثر ماها هست.حالا میخوام داستان این جوان معتقد و پاکدامن و براتون بذارم تا بدونید چرا خدا نعمتی به این بزرگی به او داده که فقط به امامان معصوم وپیامبری چون حضرت یوسف داده.

برای خوندن داستان به ادامه مطلب بروید...

ادامه نوشته

شیطان و نمازگذار

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند.
لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد،
خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.
مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و
در همان نقطه مجدداً زمین خورد!
او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش
را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید.
مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))،
از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.
مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد
ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست
در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند.
مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.
مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود.
مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.
مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد.
شیطان در ادامه توضیح می دهد:
((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم..))
وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید،
خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم
و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد
برگشتید.
به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک
بار دیگر

باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید.
بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم

حضور حضرت علی در زمان نوح وسلیمان

در کتاب فضائل العشره آمده :روزی یکی از طائفه جن نزد پیامبر اکرم(ص) نشسته بود در همین حال حضرت علی(ع) ئارد منزل شد.به محض ورود آن حضرت جن غایب گشت وقتی که حضرت تشریف برد دوباره ظاهر شد.پیامبر فرمود:چرا با دیدن علی از چشو پنهان شدی؟عرض کرد:یا رسول الله ! در زمان حضرت سلیمان علی (ع) زخمی بر من وارد کرد که تا بحال از درد آن می نالم لذا وقتی که اورا دیدیم بدنم به لرزه افتاد.پیامبر فرمود:خداوند ملکی به صورت علی خلق کرده تا با همراهی پیامبران مبترزه کند.

واقعه دیگری در تاریخ آمده است که روزی جنّی در محضر پیامبر نشسته بود که امیر المومنین وارد شد جن با دیدن حضرت به پیامبر اکرم(ص) پناه برد و عرض کرد یا رسوا الله! به دادم برسید و از دست این جوان نجاتم دهید،حضرت فرمود:چرا میترسی؟ مگر این جوان چه کاری با تو کرده است؟

عرض کرد:یا رسول الله!من جزء جنیانی بودم که در خدمت حضرت سلیمان بودند، روزی از امر ایشان تمّرد کردم، آن حضرت چند نفر را به سراغ من فرستاد، کوتاهی کرده و جدیّت در امر ایشان ننمودم ناگاه این جوان سواره به من نزدیک شد و زخمی بر من زد و فعلا هم جای آن خوب نشده و محل زخم را به حضرت نشان داد.

محققین و علمای تاریخ مینویسند:پیامبر گرامی اسلام تشریف داشتند و جنّی هم به حضورشان مشرف شده، مسائلی می پرسید.ناگهان حضرت علی (ع) وارد شد،آن مرد جنی کوچک شد مانند گنجشک بعد پرسید آن مرد کیست؟حضرت فرمود:جرا به این حال افتادی و با این جوان چکار داری و چرا می ترسی؟گفت: من در زمان طوفان نوح می خواستم کشتی نوح را خراب کنم تا غرق شود، در همین حال این جوان خود را به من رسانیده و با شمشیر خود یک دست مرا قطع کرد،سپس آن دست مقطوع خود را به پیامبر اکرم نشان داد،حضرت فرمود آری ای همان جوان است.

معراج پیامبر

داستان معراج حضرت محمد (ص)در یک شب از مکه معظمه به مسجد الاقصى و از آنجا به آسمانها و بازگشت‏به مکه در قرآن کریم در دو سوره به نحو اجمال ذکر شده، یکى در سوره‏«اسراء»و دیگرى در سوره مبارکه‏«نجم‏»، و تاویلاتى که از برخى چون حسن بصرى، عایشه و معاویه نقل شده مخالف ظاهر آیات کریمه قرآنى و صریح روایات متواتره‏اى است که در کتب تفسیر و حدیث و تاریخ شیعه و اهل سنت نقل شده است و هیچ گونه اعتبارى براى ما ندارد (1) ، و ایرادهاى عقلى دیگرى را هم که برخى کرده‏اند در پایان داستان پاسخ خواهیم داد، ان شاء الله. اما در کیفیت معراج و اینکه چند بار بوده و آن نقطه‏اى که رسول خدا(ص)از آنجا به سوى مسجد الاقصى حرکت کرد و بدانجا بازگشت آیا خانه ام هانى بوده یا مسجد الحرام و سایر جزئیات آن اختلافى در روایات دیده مى‏شود که ما به خواست‏خداوند در ضمن نقل داستان به پاره‏اى از آن اختلافات اشاره خواهیم کرد و آنچه مشهور است آنکه این سیر شبانه با این خصوصیات در سالهاى آخر توقف آن حضرت در شهر مکه اتفاق افتاد، اما آیا قبل از فوت ابیطالب بوده و یا بعد از آن و یا در چه شبى از شبهاى سال بوده، باز هم نقل متواترى نیست و در چند حدیث آن شب را شب هفدهم ربیع الاول و یا شب بیست و هفتم رجب ذکر کرده و در نقلى هم شب هفدهم رمضان و شب بیست و یکم آن ماه نوشته‏اند.

و معروف آن است که رسول خدا(ص)در آن شب در خانه ام هانى دختر ابیطالب بود و از آنجا به معراج رفت و مجموع مدتى که آن حضرت به سرزمین بیت المقدس و مسجد اقصى و آسمانها رفت و بازگشت از یک شب بیشتر طول نکشید به طورى که صبح آن شب را در همان خانه بود و در تفسیر عیاشى است که امام صادق(ع)فرمود: رسول خدا(ص)نماز عشاء و نماز صبح را در مکه خواند، یعنى اسراء و معراج در این فاصله اتفاق افتاد و در روایات به اختلاف عبارت از رسول خدا(ص)و ائمه‏معصومین روایت‏شده که فرمودند:

جبرئیل در آن شب بر آن حضرت نازل شد و مرکبى را که نامش‏«براق‏» (2) بود براى او آورد و رسول خدا(ص)بر آن سوار شده و به سوى بیت المقدس حرکت کرد و در راه در چند نقطه ایستاد و نماز گزارد، یکى در مدینه و هجرتگاهى که سالهاى بعد حضرت محمد (ص)بدانجا هجرت فرمود، یکى هم مسجد کوفه، دیگر در طور سینا و بیت اللحم - زادگاه حضرت عیسى(ع) - و سپس وارد مسجد اقصى شد و در آنجا نماز گزارده و از آنجا به آسمان رفت.

و بر طبق روایاتى که صدوق(ره)و دیگران نقل کرده‏اند از جمله جاهایى را که آن حضرت در هنگام سیر بر بالاى زمین مشاهده فرمود سرزمین قم بود که به صورت بقعه‏اى مى‏درخشید و جون از جبرئیل نام آن نقطه را پرسید پاسخ داد: اینجا سرزمین قم است که بندگان مؤمن و شیعیان اهل بیت تو در اینجا گرد مى‏آیند و انتظار فرج دارند و سختیها و اندوهها بر آنها وارد خواهد شد.

و نیز در روایات آمده که در آن شب دنیا به صورت زنى زیبا و آرایش کرده خود را بر آن حضرت عرضه کرد ولى رسول خدا(ص)بدو توجهى نکرده از وى در گذشت.

سپس به آسمان دنیا صعود کرد و در آنجا آدم ابو البشر را دید، آن گاه فرشتگان دسته دسته به استقبال آمده و با روى خندان بر آن حضرت سلام کرده و تهنیت و تبریک گفتند، و بر طبق روایتى که على بن ابراهیم در تفسیر خود از امام صادق(ع) روایت کرده رسول خدا(ص)فرمود: فرشته‏اى را در آنجا دیدم که بزرگتر از او ندیده بودم و(بر خلاف دیگران)چهره‏اى درهم و خشمناک داشت و مانند دیگران تبریک گفت و خنده بر لب نداشت و چون نامش را از جبرئیل پرسیدم گفت: این مالک، خازن دوزخ است و هرگز نخندیده است و پیوسته خشمش بر دشمنان خدا و گنهکاران افزوده مى‏شود بر او سلام کردم و پس از اینکه جواب سلام مرا داد از جبرئیل خواستم دستور دهد تا دوزخ را به من نشان دهد و چون سرپوش را برداشت لهیبى از آن برخاست که فضا را فرا گرفت و من گمان کردم ما را فرا خواهد گرفت، پس از وى خواستم آن را به حال خود برگرداند. (3)

و بر طبق همین روایت در آن جا ملک الموت را نیز مشاهده کرد که لوحى از نور در دست او بود و پس از گفتگویى که با آن حضرت داشت عرض کرد: همگى دنیا در دست من همچون درهم(و سکه‏اى)است که در دست مردى باشد و آن را پشت و رو کند، و هیچ خانه‏اى نیست جز آنکه من در هر روز پنج‏بار بدان سرکشى مى‏کنم و چون بر مرده‏اى گریه مى‏کنند بدانها مى‏گویم: گریه نکنید که من باز هم پیش شما خواهم آمد و پس از آن نیز بارها مى‏آیم تا آنکه یکى از شما باقى نماند، در اینجا بود که رسول خدا(ص)فرمود: براستى که مرگ بالاترین مصیبت و سخت‏ترین حادثه است و جبرئیل در پاسخ گفت: حوادث پس از مرگ سخت‏تر از آن است.

و سپس فرمود:

متن  کامل در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

ثواب قرائت سوره های قران

ثواب قرائت سوره هاى قرآن

  1. سوره حمد: شفاى همه امراض است مگر مرگ ؛ باید گفته شود، که خواندن با ایمان و عمل کردن با علم و یقین به قرآن ، این آثار را دارد.
  2. سوره بقرة : هر کس سوره بقره را تلاوت کند، روز قیامت عمامه اى از نور بر سر او مى گذارند.
    از حضرت رسول الله (ص) روایت است که فرمودند : سوره بقره را یاد بگیرید پس به درستی که اخذ ( خواندن ) سوره بقره برکت دارد و ترک آن حسرت می باشد و ساحران راهی بر سوره ی بقره ندارند.
  3. سوره مبارکه آل عمران : هر کس سوره آل عمران را بخواند، روز قیامت پوششى از نور او را زینت مى دهد.
    از مولایمان حضرت امام جعفر بن محمد صادق (ع) روایت است که فرمودند : کسی که سوره بقره و آل عمران را بخواند در روز قیامت می آید در حالی که آن دو سوره روی او مثل ابر سایه کرده اند.
  4. سوره مبارکه نساء: هر کس سوره نساء را تلاوت کند، از عذاب قبر مصون و از آفات دنیا نیز در امان است ، تا به بهشت برسد.

رویت نبی در خواب

دستورالعملى براى خواب ديدن رسول خدا


در دعوات تلعكبرى آمده است : اگر كسى بخواهد رسول خدا - (صلى الله عليه و آله و سلم ) - را در خواب ببيند، بر اين عمل مداومت كند:
شب هاى جمعه ، پس از نماز مغرب تا وقت نماز عشاء - يعنى پس از غروب شفق - بر آن حضرت - (صلى الله عليه و آله و سلم ) - صلوات بفرستد، و با كسى سخن نگويد، و آن گاه دو ركعت نماز به جاى آورده ، در هر ركعت ، پس از حمد سه بار سوره توحيد بخواند و سپس دو ركعت ديگر بخواند، در هر ركعت پس از حمد هفت مرتبه سوره توحيد و پس از نماز به سجده رود و هفت بار صلوات بفرستد و هفت بار بگويد:
سبحان الله والحمدلله ولا اله الا الله والله اكبر
سپس بنشيند، دست ها را بلند كند و بگويد:
يا حى يا قيوم ، ياذالجلال والاكرام ، يا اله الاولين والاخرين ، يا رحمن الدنيا والاخرة ورحيمها، يا رب يا رب يا رب يا رب يا عظيم الجلال ، يا عظيم الجلال ، يا عظيم الجلال ، يا بديع الكمال ، يا كريم الفعال ، يا كثير النوال يا دائم الافضال ، يا كريم يا متعال ، يا اول بلا مثال ، يا قيوم به غير زوال ، يا واحد بلا انتقال ، يا شديد المحال ، يا رازق الخلايق على كل حال ، ارنى وجه حبيبى وحبيبك محمد - (صلى الله عليه و آله و سلم ) - فى منامى يا ذالجلال والاكرام

ادامه مطلب بروید...

 

ادامه نوشته